19ماهگی کارن
دقیقا از روز اول پایین رفتن از پله ها رو یاد گرفتی واز همه بدتر اینکه میری درو باز میکنی و میری تو کوچه ومیری سر کوچه تازه حرف خ رویاد گرفتی وهر کلمه ای که توش خ باشه رو فقط خ شو میگی وبه جایی که موقع گفتن خ هوا رو بدی بیرون میکشی داخل نمیدونی چقدر خنده دار میشه از 19ماه و4روزگی تازه معنای ترس وفهمیدی وقتی میگه اگه این کار بد و انجام بدی اخم میکنم انجامش نمیدی حتی بعضی وقتا از ترس گریه هم میکنی {جای تعجبه} باز مامان حون واست جوجه خریده کیف میکنی تو میدویی وجوجه ها هم دنبالت میری روی جامپینگ فاران وای می ایستی ونمیزاری کسی بازی کنه همش میگی من من من فقط عمواسی حق داره باهات بازی کنه وقتی بهت میگم کارن مامانو چند ت...
نویسنده :
مامان نسیم
15:53
18 ماهگی کارن
عزیزم اخرین واکسنتو هم تو سن یک سالگی زدی وتموم شدرفت بااینکه درد داشتی و تب کردی ولی گذشت بااینکه قدتو اشتباه گرفتن ولی 83 سانت بود وزنتم 11کیلو کارن جونم یه روز مونده به عید کمد تازه ای رو که خریده بودیمو انداختی و یه درشو با اینش زدی شکستی به مجید آقا میگی جیجا نشستم=نیشتا گربه رو میبینی میگی میو میو وقتی میبردمت عید دیدنی ابرومونو میبردی هر چی میوه وشکلاتو شیرینی بود از ظرف مهمونا برمیداشتی و میخوردی قربون پسر گل وفهمیدم بشم که تو سن 18 ماه و10 روزگی خواستم از شیر بگیرم وتو هیچی نگفتی حتی یک بارم شیر نخواستی بعد یه هفته وقتی گفتم بیا بخور گفتی اهه...
نویسنده :
مامان نسیم
19:49
13بدر سال 92
عزیزم 13 بدر امسال رفتیم باغ بدرانلو خیلی جای قشنگی بود وتو هم حسابی کیف کردی چون از ظهر تا شب فقط راه میرفتی و گوسفندهارو تماشا میکردی وکسی هم باهات کار نداشت ...
نویسنده :
مامان نسیم
13:00







