کارنکارن، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

دفتر خاطرات کارن

2سالگی کارن

كارن جونم از وقتي با تبلت كار ميكني خيلي فهميده تر شدي شلوغياتم كم تر شده همه بازي هارو خودت بلدي بازي كني و به هيج كسي هم تبلتتو نميدي كارنم روز جمعه يه بلايي سر من دراوردي كه همه رو به كريه انداختي. در دستشويي رو روي من قفل كردي از اونجايي هم كه من در ورودي رو قفل كرده بودم كه از خونه بيرون نري هيج كس نميتونست بياد و درو روي من باز كنه تا بالاخره مجيد اقا از بنجره اومدو درو رومون باز كرد الان يكم حرف زدنت بهتر شده و كلماتي مثل دست نزن. نكين. نه نميام. اترين شارز. نبينما. كشت. مرد. وزنت تو دوسالكي دوازده كيلو. و قدت هشتاد و هفت يه روزخونمون مهمون اومد كه دم زرافتو كند وقتي بعد سه هفته بهت كفتم ني ني ميخواد بياد خونمون اسمش فلان يادت مياد رف...
8 آذر 1392

عکس های 23ماهگی کارن

              کارن وتفنگ اب پاشش            اب بازی             لبهای زخمی           حرم                     افتادن کارن از تخت           شمال                     ...
22 شهريور 1392

23ماهگی کارن

پسر گلم از این ماه شروع کرده به حرف زدن مثل نکن        زنگ      نگین جون=نگین جوجو     دست نزن         هاپو    دوچ =دوچرخه ماشی= ماشین      ادا=عادله  و... عزیزم امسال تابستون با مامان جونو خاله ها رفتیم شمال اولین باری که دریا رو دیدی خیلی ذوغ زده شده بودی  اولش رفتی توی اب ولی بعد اینکه چند بار اب دریارو خوردی دیگه جلو نمیرفتی وکنارساحل شن بازی میکردی تازگی ها اول حرفات یک ا , هم اضافه میکنی ا, رفت    ا, زنگ  چون میرم کلاس مجبورم توی خونه تنهات بزارمو برم خدا رو شکر تا وقتی بر میگردم خوابی اگرم بیدار شی میری...
22 شهريور 1392