بدون شرح
کارن جونم عزیز دلم روزپنجم مامان جون تورو به شکم روی بالشت گذاشت وتوهم بعد کلی
تلاش تونستی خودتو برگردونی واااااای نمیدونی چقدر کیف کردم
روز هفتم خواب بودی ولی باصدای بلند خندیدی.
روزنهم صبح که از خواب بیدارشدیم مامان جون تا لباستوداد بالادیدیم که نافت افتاده.
روزدهم بردیمت حموم خیلی بچه خوبی بودی واصلا گریه نکردی ولی به جاش اون روز 6ساعت
بیدار بودی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون شرح
