17 ماهگی کارن
عزیز مامان از بس که دیر حرف زدی باباجون برات تخم کبوتر گرفت از وقتی خوردی کلمه های
جدیدتری میگی مثل بردار=بدا درست=دودوس دسته=دس
وقتی کانال تلویزیون ودوست نداری کنترلو میاری که عوضش کنم بعد میگم این میگی نه کانال
بعدی میگام این میگی نه تااینکه ازیکی خوشت بیاد
بالاخره بعد 5ماه درد دندونهای نیشت کامل شد
17ماه و 11روزگی کلمه هایی مثل بهار داغ بی ادب میمون رو دست پاشکسته گفتی
17ماه 16 روزگی تونستی دمپاییاتو خودت بپوشی
یه شب تو خونه غیب شدی بعد دیدم صدای شرشر آب میاداومدم دیدم توتاریکی تودستشویی
آبوبازکردی همه جاتوخیس کردی
شلوارتم در آوردی تازه تامنو دیدی پشت در دستشویی قایم شدی
موبایلتو دم به دقیقه میاری ومیگی شارژش کن شا شا شا
واست خرگوش خریدم حسابی مشغول شدی
یک ماه که مریضی از اون جایی که از دارو خوردن بدت میاد مجبورم توشیشت بریزم
باشیر بخوری
به پیشی میگی بیبی
وقتی کارتون میزارم یه چند دقیقه ای محوش میشی


17 ماهگی کارن
