7ماهگی کارن
قند عسلم حالا بزرگ شدی وکارای بیشتری انجام میدی مثلا
7ماه و 1روزت بود که روزمین کشیدن خودتو شروع کردی که البته در7ماه و 4روزگی اندازه
3متر خودتو رو زمین میکشیدی
٣اردیبهشت بود که تقریبا رو پاهات وای می ایستادی پنجم خودتو از تو حال به اتاق رسوندی
7ماه و2 روزت بود که فرشته ها رو برات میخوندم دست دست که میخواستی بکنی دستاتو
میگرفتی دیگه ول نمیکردی
بای بایم که میخواستی بکنی دستتو بالا وپایین میکردی
7ماه و5 روزگیت هرچی صدات میکردم میگفتم کارن دستاتو میگرفتم میکشیدم که نگاهم
کنی روتو اونور میکردی پوزخندمیزدی جوابمو نمیدادی
٧ماه و٨ روزگیت با روروئکت از روی ٤چوب در رد میشدی
٧ماه و٩ روزگیت روشکمت میخوابی اینم بگم که از ٧ ماه به بعد شبا کنارم دراز میکشی
منم واست شعرمیخونم خودت میخوابی آخه عاشق شعرای توپ قل قلیو ببعی و تاپ تاپ عباسی
و کلاغه هستی
٧ماه و١٠ روزگیت اسم وسایل و که میگم بهشون نگاه میکنی مثلا تابت تلویزیون
توپت ساعت و...
الان دیگه معنای بوسو میفهمی تا میگم کارن مامانو بوس کن فوری بوس میکنی عزیزم
عاشقتمممممممممم
وقتی با ماساژور ماساژت میدیم خم میشی پشتتم صاف میکنی ساکت وای می ایستی
تا ماساژت بدیم وقتی خودت روشنش میکنی میگی ا آ او ا
عزیز مامان امروز١٣٩١/٠١/٢٩ اولین باری بود که خوم حمومت میبردم
نمیدونی چه لذتی
داشت تو لگنت گذاشتم شستمت توهم ساکت مشغول آب بازی بودی بعد که لباساتو
پوشوندم شروع کردی به غر زدن بعدشم گرفتی خوابیدی![]()
7ماه ونیمت بود که وقتی بهت میگفتم پستونکت و بدی مامان پستونکت و میزدی به
دهنم البته وقتی میخواستی پستونکتو بدی بابات چشم باباتو میخواستی کور کنی
وقتی بچه ها میرن تو اتاق درو میبندن میری پشت در وای می ایستی میگم درو تقش
کن با پستونکت درو میکوبی
کارن جونم تو یک روز 3 تا اتفاق بد واست پیش اومد یکی اینکه سرت خورد به میز
دوم اینکه جای سیب زمینی پیازو کشیدی انداختی روت
سوم اینکه باروروئکت چپ شدی
از بیرون به روروئکت سرپا تکیه میکنی هلشمیدی و راه میری
البته بدون کمک من
وقتی میخوای خودتو لوس کنی یا میگیم خودتو موش کن لباتو جمع میکنی ودندوناتو
نشون میدی این قدر بامزه میشی که نگو


7ماهگی کارن
